اگر دوست شما پس از پنج ساعت و نیم استفاده از اینترنت ادعا کند تمامی تکنولوژ‌‌ی‌ها و ابزارآلاتی که وی در این پنج ساعت و نیم از آن‌ها استفاده کرده است، محصول آزمایش، نظریه‌، چالش علمی میان دانشمندان، روش‌شناسی علمی و از این دست چیزها نیستند، بلکه صرفاً محصول چیزهای دیگر از قبیل نفوذ قدرت سیاسی حاکمه بر فضای دانشگاهی- صنعتی هستند، شما احتمالاً بر می‌آیید تا وی را بیدار کنید.

   هری کولینز یکی از جامعه‌شناسان علم است که احتمالاً اشخاص زیادی برای بیدار کردن وی تلاش کرده‌اند. آلن سوکال یکی از آن‌ها بود (و هست) که در سال 1996 به‌صورت رسمی عزمش را جزم کرد تا کولینز‌مانند‌ها را از خواب‌زدگی برهاند. اولین ترفند وی این بود که خود را به خواب بزند. بنابراین مقاله‌ای را در عالم‌شان منتشر کرد با مضمون دفاع از آنان. سپس به‌صورت کاملاً ناجوان‌مردانه اعلام کرد که دروغ گفته‌ام و خواب نیستم! وی در سال 1997 برای نهایی کردن پروژه‌اش کتابی را با مشارکت جین بروکمونت به‌نام Impostures Intellectuelles منشتر کرد که در آن تقریباً به استهزاء کسانی پرداخت که از بیرون علم به انتقاد از علم می‌پردازند. خوش‌بختانه این کتاب، احتمالاً به‌خاطر داشتن حاشیه‌های زیاد، پس از گذشت اندک سالی در ایران تر جمه و به‌ چاپ رسید؛ آن هم با دو ترجمه. وی اخیراً کتاب دوم خود را منتشر کرده است با نام Beyond the Hoax .

   به این بهانه در ادامه ترجمه‌هایی را می‌خوانید در ارتباط با قائله‌‌ای که سوکال به‌راه انداخته است. در ابتدا بخشی از مقاله‌‌ی جین بریکمونت که در Physics‌World  در سال 1997 منتشر شد.     

مطالعات علم اشتباه چیست؟ (1)

جین بریکمونت

 جامعه‌ی فیزیکدانان، جامعه‌ی نسبتاً بسته‌ای است. شما احتمالاً به‌طور اتفاقی با ریاضی‌دان یا شیمی‌دانی صحبت کرده‌اید، اما چند بار پیش آمده با آدم‌هایی که در شاخه‌‌های دانشگاهی نسبتاً جدیدِ «مطالعات علم»، «جامعه‌شناسی معرفت علمی(SSK)» یا «علم، تکنولوژی و جامعه(STS)» فعالیت دارند، گفتگو کرده باشید. اصلاً تا به‌حال با کسانی که در حوزه‌ی نسبتاً قدیمی‌ترِ تاریخ و فلسفه‌ی علم فعایت می‌کنند، گفتگو کرده‌اید؟

   بسته به این‌که شما کجا مشغول هستید و چه افرادی در موسسه‌ی شما فعالیت دارند، ممکن است با اظهاراتی جا‌افتاده (ولی نه پذیرفته شده به‌صورت کامل) در حلقه‌های «مطالعات علم» برخورد کرده باشید. به‌عنوان نمونه، دو جامعه‌شناسِ علمِ پیش‌رو یعنی هری کولینز و تروور پینچ در مجموعه‌‌مقالاتشان با نام گولم (1993 انتشارات دانشگاه کمبریج ص 144-145) گفته‌اند که «دانشمندان نمی‌توانند اختلاف نظرها در مرزهای تحقیقاتی‌شان را از طریق آزمایش‌های بهتر، معرفت بیشتر، نظریه‌های پیش‌رفته‌تر و یا تفکر شفاف‌تر حل کنند.»

   ...آلن سوکالِ فیزیک‌دان از دانشگاه نیویورک، اخیراً مقاله‌‌‌ی دست‌‌اندازاننده‌ی مشهوری در مجله‌ی کتاب اجتماعی، به‌چاپ رسانده که در آن ادای تفکر شلخته‌ی برخی از جامعه‌شناسان و  فلاسفه را درآورده است. وی در ابتدای مقاله ریشخند‌کنان خاطر نشان می‌سازد: «معرفت علمی ایدئولوژی‌ها‌ی غالب و روابط قدرت در جامعه را  به دور از عینیت بازتاب می‌دهد». بدبختی آنجاست که این ادعا با آن‌چه شما از دهان برخی از جامعه‌شناسان می‌شنوید، فرق زیادی نمی کند.

   به‌صورت کلی، سوکال ادای دو نوع گفتمان را در می‌آورد: عقایدی در باب علم که از ناحیه‌ی متفکران مشهور (اغلب فرانسوی) اظهار می‌شود و نیز «نسبی‌گرایان فلسفی». این‌ها نمونه‌هایی هستند که سوکال و من در کتاب اخیرمان، Impostures Intellectuelles (1997 ادیله ژاکوب ادیشنز)، به آن‌ها پرداخته‌ایم. بسیاری از کسانی که در SSK و STS و حوزه‌های مربوطه مشغول هستند، این احساس به‌شان دست داد که توسط مقاله‌ی مقلدانه‌ی سوکال و کتاب ما، ناجوان‌مردانه مورد حمله قرار گرفته‌اند. در اینجا می‌خواهم دقیقاً به انتقاد مشخص‌مان از گرایش‌های متداول (ولی نه کاملاً عمومی) در مطالعات علم بپردازم.

   در آغاز اجازه دهید که میان بخشی از مطالعات علم که به «مطالعات فرهنگی» وابسته است و خود SSK تمایز قائل شوم. بخش اعظم دست‌اندازی سوکال، در واقع ادایی بود از فعالیت کسانی که در حوزه‌ی مطالعات فرهنگی کار می‌کنند و ربطی به SSK نداشت. در سال‌های اخیر انواع مختلفی از نگرش‌های ضدعلمی رواج یافته که به حلقه‌های دانشگاهی نیز نفوذ کرده‌اند (که اغلب تحت نام پست‌مدرنیسم قرار می‌گیرند). این نگرش‌ها، نباید با مطالعات علم که اصولاً تشکیلاتی عقلانی‌ست، خلط شوند.

...