فراخوان بحث: مساله تعریف دوری
محتسب در نيم شب جايی رسيد
در بن ديوار مردی خفته ديد
گفت هی مستی؟ چه خوردستی؟ بگو
گفت از اين خوردم که هست اندر سبو
گفت آخر در سبو واگو که چيست
گفت آن که خورده ام. گفت اين خفی است
گفت آن چه خورده ای، آن چيست آن؟
گفت آن که در سبو مخفی است آن
دور می شد اين سووال و اين جواب
ماند چون خر محتسب اندر خلاب
(مثنوی معنوی، دفتر دوم، ابيات 2396 تا 2400)
موضوع این پست فراخوانی است برای ادامه بحث تعريف دوری که در کلاس مطرح شد. می خواهيم بحث کنيم تعريف دوری چيست؟ مشکل تعريف دوری چيست که عموماً مورد قبول نيست؟ آيا شرايطی هست که تعريف دوری در آن مورد پذيرش باشد. به عبارت ديگر آيا ممکن است در تعريف دوری اطلاعی حاصل شود؟
هر مطلبی را که درباره این موضوع به نظرتان می رسد، در این وبلاگ قرار دهید. در ضمن اگر مطلبی را در این باره بر روی شبکه اینترنت یافتید، حد اقل لینکش را قرار دهید. (اگر چکیده ای از آن را ترجمه کردید که چه بهتر).