پارادکس کلاغها و راه حل همپل
پارادکسهای تایید که بیشتر به پارادکس کلاغها معروفند نامشان را از مثال مشهور همپل یعنی: "همهی کلاغها سیاهند." گرفتهاند. این گزاره در منطق کلاسیک به صورت زیر قابل صورتبندی است:
(x)( Rx ---> Bx
گزارهی زیر را که منطقاً معادل حکم فوق است نظر بگیرید:
(x) (~Bx-->~Rx
اين گزاره میگوید "هرغیر سیاهی غیرکلاغ است."
بنابر ملاک نیکو برای تایید: یک گزاره به وسیلهی شئ a تایید میشود اگر و تنها اگر a هم مقدم و هم تالی حکم را ارضا کند. یک گزاره به وسیلهی شئ a عدمتایید میشود اگر و تنها اگر a مقدم را ارضا کند و تالی حکم را ارضا نکند. یک گزاره نسبت به شئ a خنثی است اگر و تنها اگر a مقدم را ارضا نکند. همپل با وجود ایراداتی که از ملاک نیکو میگیرد ولی ملاک نیکو را به عنوان شرط کافی تایید میپذیرد.
حال شرط هم ارزي را كه همپل يكي از شرايط لازم براي هر تئوري تاييد ميداند در نظر بگيريد. بنا بر شرط هم ارزی اگر شئ خاصی یک حکم را تایید کند باید همه ی احکام منطقاً هم ارز با آن را نیز تایید کند. با این شرط به حکم "همه ی کلاغها سیاهند." باز گردیم، حکم "هر غیر سیاهی غیر کلاغ است" با این حکم هم ارز است. یک تکه گچ سفید حکم اخیر را تایید می کند. بنا بر این یک تکه گچ سفید حکم "همه ی کلاغها سیاهند" را تایید می کند! به این ترتیب پرنده شناسی که در تلاش برای بررسی حکم اصلی است می تواند بدون بیرون آمدن از اتاقش و با بررسی گچها و میزو صندلی به دانش پرنده شناسی خدمت کند!
راه حل همپل براي حل پارادکس کلاغها در نهایت اينست كه ميپذيرد واقعاً يك تكه گچ سفيد "همهي كلاغها سياهند." را تاييد ميكند. احساس ما مبني بر پارادكسيكال بودن اين شرايط بخاطر آن است كه دانش زمينهاي خود را دخالت ميدهيم. مثلاً اینکه ما از قبل می دانیم که گچها کلاغ نیستند و... بنا بر این از نظر همپل پارادكس به نظر رسيدن اين امر ناشي از وضعيت رواني و ذهني ماست نه ملاک تایید.
در اين قسمت من استدلال خواهم كرد كه راهحل همپل ابداً قانع كننده نيست. در واقع ميخواهم استدلال كنم كه پارادكسهاي تاييد به هيچ عنوان به علت وضعيتهاي رواني و ذهني ما به وجود نيامده اند، بلكه سرشت صوری دارند.
فرض كنيد فرضيهي H در فرم منطقي (x) (~Bx -->~Rx ) اظهار شده باشد. براي اثبات اينكه بُروز پارادكسهاي تاييد ربطي به دانش زمينهاي و وضعيت ذهني و رواني ما ندارد، لازم است نشان دهیم صرف نظر از اينكه محمولهاي R يا B يا شئ e چه باشند پارادكس همچنان وجود خواهد داشت. فرض كنيد e شي خاصي باشد كه( R(e و (B(e است. در اين صورت:
1. واضح است كه e نسبت به فرضيهي H خنثي است.
2. (x)( Rx ---> Bx) معادل منطقي گزارهي قبل است. e اين فرمول را تاييد ميكند لذا بنابر شرط همارزي e فرضيهي H را تاييد ميكند.
با توجه به 1 و 2 شاهد e هم فرضيهي H را تاييد ميكند و هم نسبت به آن خنثي است!