جزم کواین
از Two Dogmas of Empiricism غالباً به عنوان حملهای جانانه علیه تمایز تحلیلی/ترکیبی یا به بیان دقیق تر رد گزاره های تحلیلی(خصوصاً انکار تحلیلی بودن گزارههای منطق و ریاضیات) یاد میشود. انکار گزارههای تحلیلی اساس فهم بسیاری از جنبههای فلسفهی کواین است. بااینحال بنا به دلایل زیر میتوان گفت استدلال کواین استدلال بَدیست:
1)A (طبق تعریف فرگه)تحلیلی است اگر و تنها اگر:
الف) A یک صدق منطقی باشد.
ب) با جایگزینی مترادفها با مترادفهای دیگر، A به صدق منطقی تبدیل شود.
کواین استدلالی علیه (الف) ندارد، اعتراض او مشخصاً متوجهی مفهوم ترادف است که در (ب) آمده.
2)کواین منطق را هم مشمول کلگرایی میداند. او انکار تحلیلیت را مقدمه ی استدلال برای اثبات تجدید نظر پذیر بودن منطق قرار می دهد:
۱)اگر گزارههای منطق تحلیلی باشند آنگاه تجدیدنظر پذیر نیستند.
۲)صدقهای تحلیلی وجود ندارند ولذا گزاره های منطق تحلیلی نیستند.
پس بنابر این تجدید نظر پذیرند، يعني:
Aà ~B
~A
_____
B
که به وضوح مغالطه است.
3) انکار تحلیلیت بسیار پر هزینه است. علاوه بر مشکلاتی که در خود فلسفهی علم ایجاد میکند(Underdetermination) به یک فلسفهی ریاضی به اصطلاح تجربی منجر میشود که کمترین عیبش وانهادن مفهوم و نقش برهان ریاضی است. بعلاوه یکی از دلایل کواین برای رد منطق موجهات از ارتباط مفهوم ضرورت با مفهوم تحلیلیت نتیجه می شد.
من اصرار کواین برای رد گزارههای تحلیلی را(با وجود همه مشکلاتش) به شوخی جزم کواین نامیدهام. " آری واقعاً فکر میکنم او یک جزماندیش است، مگر جزماندیش واقعی کیست؟ آیا جز اینست که آدمی چیزی جز جزماندیش نباشد؟" (پولونیوس/هملت/شکسپیر- با تصرف!)
بسیاری از ایدهها از کتاب زیر است:
سوزان هاک - فلسفهی منطق- محمد علی حجتی- انتشارات طه- 1382