تبليغاتX
فلسفه علم

 

1.      به نظرم کتاب "فلسفه ذهن یک راهنمای مقدماتی" نوشته ابان ریونز کرافت و ترجمه حسین شیخ رضایی، برای آشنایی با فلسفه ذهن نقطه شروع مناسبی است و نیز اینکه ترجمه آن بسیار روان و خواندنی است. معمولا در هر حوزه ای اولین ترجمه ها، در گیر و دار معادل یابی چندان گرفتار می آیند که خود به ترجمه ای دوباره نیاز دارند، البته گاهی علی رغم تلاش مترجم می توان به مراد مولف پی برد!، عیبی که این کتاب از آن بری است.

2.      کتاب با همه زیبایی  و روانی ترجمه خالی از اغلاط مطبعی نیست، مثلا "کامپیوترها می توانند انواع معینی از کشفیات را انجام گیرند  "(ص 23) یا "فیسوفان...نظریه تحقیق پذیری معنا را کنار گذاشته شده اند"(ص63) چنین مورادی در صفحات دیگر از جمله 104، 112، 113، 117، 122 وجود دارد. یکی از این موارد که مهم تر از بقیه است در صفحه 297 است " شاید آن چه مری در زمان ترک اتاق کسب کرده معرفت-به-چه باشد. بنا به این دیدگاه، زمانی که مری یاد می گیرد که کیفیت ذهنی قرمزی شبیه چیست مهارت های جدیدی آموخته است." که بایستی معرفت به چگونگی می بود!( گرچه که احتمالا ترجمه “Knowledge that” به "معرفت به اینکه" مناسب تر است!).

3.      اما درباره ترجمه عبارت معروف نیگل: در این کتاب عبارت "There is something it is like to..."،به "چیزی وجود دارد که شبیه..." ترجمه شده است. به نظر نیگل منظور از اینکه موجودی دارای تجربه آگاهانه است این است که چیزی وجود دارد که "به آن موجود بودن می ماند"( There is some thing it is like to be that creature). نیگل راهی برای تمییز موجود آگاه از ناآگاه  پیشنهاد می کند، موجودی آگاه است که "آن موجود بودن دارای کیفتی" باشد. مثلا خفاش بودن  دارای کیفیتی است اما سنگ بودن یا در و پنجره بودن فاقد کیفیت خاصی است. عبارت "فلان موجود بودن چه کیفیتی دارد" را می توان در مورد حالات آگاه نیز به کاربرد مثلا مزه کردن قهوه دارای کیفیت خاصی است اما در مقابل فشار خون بالا داشتن کیفیت خاصی ندارد. بسیاری از کسانی که درباره مقاله نیگل نوشته اند عبارت "what is it like " را به صورتهایی به کار برده اند که به نظر می رسد با آنچه مراد خود نیگل است متفاوت باشد. اولا اینکه عبارت "فلان موجود بودن چه کیفیتی دارد" به صورت مقایسه ای بکار نمی رود، مثلا اینکه اگر کسی بپرسد که شکر چگونه است و یکی پاسخ دهد مثل قند، در اینجا از این مسئله سوال شده است که شکر به چه چیزی شبیه است؟ این معنایی نیست که نیگل از "what it is like"  منظور دارد. دوم اینکه عبارت "what it is like" به معنای "what it feels like"  نیست. مثلا وقتی که دارید مسئله ای را حل می کنید کیفیت خاصی دارید اما لازم نیست که احساس خاصی داشته باشید، یا اینکه اگر از کسی بپرسید چه احساسی دارد مثلا از اینکه برای اولین بار پرواز می کند، او به شما پاسخی خواهد داد مثلا " خوشحالم که..." او می تواند بگوید که چه احساسی دارد و این غیر از آن چیزی که نیگل می خواست بپرسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

احمدرضا همتی‌مقدم:در ابتدای قرن بیستم سه فیلسوف علیه ایده آلیسم مطلق‌گرای حاكم بر فضای فلسفه آن دوران شوریدند و تفكر فلسفی را سمت و سویی دیگر بخشیدند. راسل، مور و فرگه اگرچه هر یك در این راه عزم یكسانی داشتند، برای رسیدن به این هدف مسیرهای مختلفی را برگزیدند. مهم‌ترین بنیان كار آنها اهمیتی بود كه برای «تحلیل» قائل بودند و روش آنها به‌طور كلی «فلسفه تحلیلی» نامیده شد. فلسفه تحلیلی در ابتدای قرن بیستم تحت تاثیر دستاوردهای ریاضیات و علم بود و به‌طور مشخص از شیوه تفكر فلسفه قاره‌ای متمایز شد. یكی از بدفهمی‌های رایج درباره فلسفه تحلیلی ناشی از كسانی بود كه خارج از این حوزه فعالیت می‌كردند، خصوصا روشنفكران ادبی و انسان‌گرایان سنتی. در واقع یكی از بدفهمی‌های رایج و مداوم درباره فلسفه تحلیلی این است كه آن را مكتب یا رویكردی جدید به فلسفه می‌دانند كه با مجموعه‌ای از آموزه‌های مشخص همراه است.
سنت فلسفه تحلیلی اگر فقط اسمش را بخواهیم لحاظ كنیم، به كارهایی بر می‌گردد كه در این 100 سال اخیر در فلسفه جهانی خصوصا در كشورهای انگلوساكسون رخ داده است. اما به معنای عام فلسفه تحلیلی نوعی اندیشیدن است كه از دیرباز تاكنون در فلسفه رواج داشته است، در این نوع اندیشیدن تعهد ضمنی به روشن‌گویی و برهان یا استدلال مبنای كار است. بنابراین با این نگاه به فلسفه تحلیلی، این نوع اندیشیدن لزوما امری فرنگی نیست و در فلسفه اسلامی خودمان، در علم اصول و علومی از این قبیل كاملا تعهد به برهان محسوس است. از این جهت فلسفه تحلیلی می‌تواند هر مبحثی در فلسفه را شامل شود و امری منحصر به آموزه‌های 100 سال اخیر نیست.
تعهد به برهان و روشن‌گویی مشخصه اصلی فلسفه تحلیلی است. جی‌ای مور در اولین پاراگراف كتاب «اصول اخلاق» این تعهد را به خوبی شرح می‌دهد، او بیان می‌كند برای پاسخ‌گویی به سوالات اخلاقی ابتدا باید چیستی سوال را دقیقا مشخص كنیم كه از طریق «تحلیل» به‌دست می‌آید. به عبارت دیگر ابتدا باید مطالب و مفاهیم را دقیقا با وضوحی كامل مشخص كرد و سپس به تامل فلسفی درباره آنها پرداخت كه این تاملات فلسفی، تعهد به برهان را مبنای كار خود دارند. این شیوه اندیشیدن ایده محوری در سنت تحلیلی قرن بیستم بوده كه تا به امروز نیز ادامه دارد.
همانگونه كه ذكر شد علاوه بر روشن‌گویی، تعهد به برهان مبنای كار فیلسوفان تحلیلی است. فیلسوفان تلاش می‌كنند تا نتایج صحبت‌های خود را با ابزارهای قوی عقلانی اثبات كنند. چه فیلسوف علاقه‌مند به ارائه دیدگاهی كلی درباره جهان باشد و چه بخواهد خلط‌های رایج مفهومی را حل كند، این مهم را با ارائه استدلال‌های دقیق انجام می‌دهد و صرفا نظرورزی‌های كلی در این حوزه جایگاهی ندارد. منطق جدید ابزار نیرومندی در دستان فیلسوفان تحلیلی قرار داد تا از این طریق استدلالات خود را بارسازی كنند. منطق ابزار كار فیلسوف است و در سنت تحلیلی مبنای كار استدلالی فیلسوفان منطق است.
از دیگر مشخصات فلسفه تحلیلی در این 100 سال اخیر نشانه‌گیری آن به سمت صدق و معرفت است، به عبارت دیگر هدف در فلسفه تحلیلی كشف صدق چیزهاست و فراهم آوردن نسخه‌ای برای زیستن نیست. در سنت تحلیلی قرن بیستم فیلسوفان معمولا از مباحث باریك‌تر و كوچك‌تر آغاز می‌كنند. نحوه پژوهشی فلسفی آنها بررسی دقیق مباحث خردتر فلسفی است. به این دلیل تخصص‌گرایی در فلسفه تحلیلی امروزه كاملا بارز و برجسته است. شاید یكی از دلایل آن نیز گره خوردن فلسفه تحلیلی با علم بوده كه به سمت تخصص‌گرایی رفته است. مثلا در پزشكی، ما فوق‌تخصص «دست» داریم. كار تخصصی او پرداختن به بیماری‌های دست است و دخالتی در تخصص‌های دیگر مانند چشم‌پزشكی یا جراحی عمومی ندارد. البته این پزشكان نیز در دوره پزشكی عمومی به صورت كلی با پزشكی و موضوعات آن آشنا می‌شوند اما در نهایت یك تخصص را برگزیده و در آن به طبابت مشغول می‌شوند. این مشابهت را می‌توان در فلسفه تحلیلی نیز مشاهده كرد. چهار جریان اصلی فلسفه تحلیلی یعنی متافیزیك، معرفت‌شناسی، فلسفه زبان و فلسفه ذهن مبنای كار آموزشی فیلسوفان این حوزه است و با موضوعات مختلف این مباحث به‌طور كلی آشنا می‌شوند، اما وقتی به پژوهش فلسفی روی می‌آورند در نهایت در یك یا دوشاخه فعالیت خود را متمركز می‌كنند. فلسفه تحلیلی در حال حاضر جریان غالب اندیشیدن در كشورهای آنگلوساكسون است و در كشورهایی چون اسپانیا، پرتغال، ایتالیا و حتی آلمان و فرانسه نیز جایگاه خود را یافته است و عمده اندیشیدن فلسفی را شامل می‌شود. فلسفه تحلیلی همان فلسفه است و چیزی جز آن نیست. فلسفه یعنی تعهد به روشن‌گویی و استدلال و فلسفه تحلیلی زنده كردن این نوع اندیشیدن با ابزار منطقی جدید است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 لاف عقل و گله از نقد

پاپر؛ ابطال‌گرایی كه ابطال نشد

حسین شیخ‌رضایی * /امیراحسان كرباسی‌زاده* :پرآوازه‌ترین فیلسوف علم در ایران هنوز هم كارل ریموند پاپر (یا آنگونه كه برخی می‌نویسند پوپر) است. گرچه اندیشه‌های او، حداقل در حوزه فلسفه علم، در روزگار ما دیگر چندان مورد اقبال جامعه جهانی فیلسوفان علم نیست و بیشتر طی دروس عمومی فلسفه علم به عنوان نمونه‌ای از نظریه‌های كلاسیك فلسفه علم در قرن بیستم مورد بحث قرار می‌گیرد، اما این هیچ چیز از اهمیت و معنای نام او در فضای فكری كشور ما نمی‌كاهد. 

آشنایی ما ایرانیان با اندیشه‌های فلسفی پاپر بیش از‌آنكه معلول اهمیت نسبی او در فلسفه علم یا در تفكر سیاسی باشد، وامدار ارجاع و دل‌سپردگی پاره‌ای از روشنفكران (عمدتا دینی) به آرای او است. پاپر در این دیار نماد تفكر لیبرال – دموكرات و مخالفت با استبداد سیاسی است و این اعتبار به سایر بخش‌های تفكر او نیز تسری یافته است، بی‌آنكه لزوما تمام اندیشه‌های فلسفی او شناخته شده باشد. این نكته را با دو شاهد می‌توان موجه ساخت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 لب دیدگاه مکانیکی(Mechanical view) در باب ذهن این است که ذهن مکانیزمی علی است که تاثیراتی بر رفتار دارد و به نظر می رسد که به سادگی نتوان این ایده را رد کرد. اما با این حال برخی فیلسوفان این دیدگاه را رد می کنند نه به خاطر کاستی های آن بلکه به خاطر اینکه معتقدند که این ایده تبیینی از اینکه ذهن چگونه بر ما پدیدار می شود، ارائه نمی کند، آن چیزی که گاهی پدیدارشناسی ذهن خوانده می شود. آنها بر آنند که ذهن مکانیکی، ذهن را چون پدیداری مرده می انگارد.

در پاسخ، طرفداران ذهن مکانیکی قائل اند که اینکه ذهن چگونه بر ما پدیدار می شود به فرضیه ذهن مکانیکی ارتباطی ندارد، اما به نظر می رسد که این پاسخ چندان رضایت بخش نیست، این دیدگاه نمی تواند منکر چنین پدیداری، اینکه ذهن به نظر ما چگونه است، باشد چرا که اساسا بسیاری از جنبه های این نظریه-ذهن مکانیکی- برگرفته از این است که ذهن به نظر ما چگونه کی آید. مثلا نقطه آغازین انگیزه تصویر علی از افکار مشاهدات مبتنی بر عقل سلیم است درباره اینکه چگونه می توان از طریق اذهان افراد، رفتارشان را تبیین کرد.

مثال دیگر فرضه ذهبان(Mentalese hypothesis) فودر است، نقطه شروع استدلال فودر این باور عمومی است که اگر کسی بتواند تصور کند که مجنون، لیلا را دوست دارد، درست به همین دلیل مفاهیمی لازم برای تصور اینکه لیلا، مجنون را دوست دارد، در اختیار دارد. بنابراین نقطه شروع بسیاری از استدلالها برای جنبه های ذهن مکانیکی، مشاهدات مبتنی بر عقل سلیم در این باره است که ذهن به نظر ما چگونه است؟ با این اوصاف بسیار فریبکارانه خواهد بود اگر طرفداران ذهن مکانیکی در پاسخ به پرسش مذکور چنین جواب بدهند که ارتباطی میان نظریه ذهن مکانیکی و پدیدارشناسی ذهن وجود ندارد.    

اما به نظر می رسد آگاهی مهمترین مانع ارائه تبیینی علمی از ذهن باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

فلسفه علم

نوشته سمیر اکاشا

ترجمه:هومن پناهنده

فرهنگ معاصر 1387

1.       به تازگی به کتاب فلسفه علم نوشته سمیر اکاشا بر خوردم که توسط آقای هومن پناهنده به فارسی در آمده است. سمیر اکاشا از اساتید نسبتا معروف فلسفه علم است که این اواخر در دانشگاه بریستول و پیش از آن در مدرسه اقتصاد لندن حضور داشت و مقلات و اثار متعددی در زمینه فلسفه علم دارد از جمله مقاله های در زمینه تعین نافص  وکتاب او که در آمدی به فلسفه علم است جهت آشنایی با مباحث نو در این حوزه، کتابی ساده و خواندنی است و آقای هومن پناهنده  نیز که پیش از این ویراستاری آثار مهمی را انجام داده اند، ترجمه ای روان و خواندنی از این اثر فراهم آورده اند .با این وجود در حین خواندن کتاب نکاتی به ذهنم رسید که احتمالا برای خوانندگان کتاب سودمند خواهد بود.

2.       در صفحه 97 از ترجمه چنین عبارتی آمده است:

"  پس به عقیده رئالیست ها نظریاتی که در آنها از امور مشاهده ناپذیر سخن گفته می شود، با داده های مشاهدتی ایجاب نمی شوند."

که احتمالا در طبع آن خللی رخ داده است چرا که عبارت درست آن است که به جای رئالیست ها، ضد رئالیست ها می آمد که هم معنای عبارت درست می شد و هم اینکه مطابق متن اصلی(97 p)  می بود.

3.       آنچنان که در عبارت منقول آمده است مترجم همه جا در مقابل (Underdetermination) از ایجاب ناپذیری استفاده کرده اند که به نظر می رسد چندان مناسب نباشد چرا که از یک سو استفاده مکرر از "تعین ناقص" و یا "عدم تعین" توسط مترجمان و نویسندگان سبب جا افتادن این عبارات شده و از سوی دیگر به نظر می رسد تعین ناقص و یا عدم تعین  عباراتی گویا باشند و لذا توسل به عبارات نامانوس چندان موجه نمی نماید.

استفاده از عبارات تعین ناقص و یا عدم تعین را به عنوان نمونه می توانید در آثار زیر ببینید:

میثمی،سایه. معنا و معرفت در فلسفه کواین، نگاه معاصر 1386

نگرشهای نوین در فلسفه،ج2، طه،1383

استرول،اورام، فلسفه تحلیلی در قرن بیستم، فریدون فاطمی، مرکز1383

آقای داریوش آشوری نیز در مقابل (Underdetermination) ،"کم-دادگی" را نهاده اند . پیش از این نیز مترجمی دیگر که  ترجمه فصل چهارم این کتاب یعنی  رئالیسم و ضد رئالیسم را در مجله ذهن منتشر کرده بود در مقابل (Underdetermination) از "نرسیدن به نصاب تعین" استفاده کرده بود که بازهم به نظر می رسد جایگزین نامناسبی برای"تعین ناقص" باشد.

ضمنا این رای آنگاه پذیرفتنی تر می نماید که توجه کنیم که  (determination) را به تعیین و (determine) را به تعیین کردن، معلوم کردن ، معین کردن ترجمه کرده اند.(فرهنگ معاصر هزاره، انتشارات فرهنگ معاصر).با این توضیح که در حالتی که داده ها و یا شواهد نظریه خاص را متعین کند، Underdetermination وقتی رخ می دهد که مثلا داده ها از متعین کردن یک نظریه خاص ناتوانند و یا به گونه  ناقص آنرا متعین می کنند.

4.       مترجم محترم در مقابل (theory ladenness)، "نظریه مندی" را نهاده اند که بازهم به نطر می رسد که ترجمه ای که پیش از این در متون فلسفه علمی جا افتاده بود یعنی "نظریه بار بودن" و یا "نظریه بار" در مقابل(theory laden) تعابیری گویا و مناسب اند و نیازی به جایگزینی ندارند.

نهایتا بایستی اذعان کرد که جد و جهد مترجم در فراهم آوردن این اثر شایسته تقدیر است خاصه در این آشفته بازار ترجمه و خزان چاپ و نشر که به مدد فرهنگ ناشناسان و کتاب ستیزان بر بساط کتاب و کتابخوانان سایه افکنده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

دروس ارایه شده توسط دانشکده فلسفه علم ،کارشناسی ارشد در نیمسال اول ۸۸-۱۳۸۷

شماره درس

واحد

نام درس

نام استاد

برنامه هفتگی

42111

3

منطق ریاضی ۱

نبوی

سه شنبه 15:0 تا 18:0

42116

3

فلسفه غرب

مجتهدی

دوشنبه 9:0 تا 12:0

42118

3

فلسفه اسلامی ۱

فطورچی

يکشنبه 9:0 تا 12:0

42220

3

مطالعه انفرادی

  

 

42222

3

تاریخ علم ۱

آقایانی چاوشی

يکشنبه 13:0 تا 16:0

42235

3

فلسفه علم ۲

کرباسی زاده

دوشنبه 13:0 تا 16:0

42239

3

فلسفه دین

حسینی

سه شنبه 9:0 تا 12:0

42254

3

مقدمه‌ای بر فلسفه علم دانشجویان غیر فلسفه علم

تقوی

سه شنبه 9:0 تا 12:0

42254

3

مقدمه‌ای بر فلسفه علم دانشجویان فلسفه علم

تقوی

چهار شنبه 9:0 تا 12:0

42262

3

فلسفه زیست‌شناسی

میانداری

شنبه 13:0 تا 16:0

42272

3

فلسفه علوم اجتماعی

میری

شنبه 9:0 تا 12:0

42277

3

فلسفه اطلاعات

ملیح

چهار شنبه 9:0 تا 12:0

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

چند روزی است که دروس ارائه شده در ترم آتی بر روی سایت آموزش قرار گرفته، لیست دروس آنچنان که به نظر می رسد به حکم روزمره گی و شاید ترم مرگی  گرفتار آمده است انگار هر دو یا سه ترم برنامه ها تکرار می شوند و ارائه دروس هیچگاه تغییر مثبتی نمی یابد .

1.   از آنجایی که بر حسب اتفاق و بنابر گردش های گردون و طالع سعد و نحس، این رشته را فلسفه علم نامیده اند ،انتظار اینکه  تعداد دروس ارائه شده که مستقیما-چرا که بر مبنایی کل گرایانه احتمالا می توان هر چیزی را مربوط شمرد!- به فلسفه علم ربط دارند دست کم بیش از دروس دیگر باشند،چندان ناموجه نمی نماید اما پس از گذشت سه ترم به نظر می رسد تنها درسی که در محدوده فلسقه علم ارائه شده درس فلسفه علم 1 بوده و نیز فلسفه علم 2 در این ترم.

2.   اگر در کلاسهای گروه فلسفه علم  تنها در یک جا امکان بحث و گفتگو و یا شاید فلسفیدن وجود داشته باشد بی شک کلاس درس دکتر نسرین است و موید این امرخیل حاضران در کلاس و مشارکت آنها در پیشبرد بحث در کلاسهای ایشان در ترمهایی پیشین است.اما آنچه مایه تعجب -و به واقع چیزی بیش از تعجب – است جای خالی و پر ناشده کلاسهای ایشان در میان دروس ارائه شده است.با این اوصاف به نظر می رسد که این ترم دیگر از کلاسهای جذاب و پرفایده ایشان خبری نیست و بدین سبب شایسته است حضور دوستان تسلیت عرض کنم.

3.   به نظر می رسد که برنامه دروس چندان آشفته باشد که هر یک از فارغ التحصیلان در هر زمینه ای واحدی گذرانده باشد بی آنکه در هیچکدام از موضوعات، امکان تعمق حداقلی فراهم باشد.

4.   با در نظر گرفتن ملاحظات بالا احتمالا ارائه دروسی چون معرفت شناسی و یا فلسفه ذهن 2-ترم پیش در عنوان درس فلسفه ذهن، شماره 1 قید شده بود- و یا منطق ریاضی 2 که ترم پیش ارائه نشد ،ضروری تر است تا مثلا اطلاعات و فلسفه علوم اجتماعی و یا فلسفه زمان،متفکران اجتماعی در اسلام و... بنده که در ربط درس اخیر و دروس مشابه که هر ترم به نحو ثابت ارائه می شوند با فلسفه علم، در مانده ام.

5.   در هر ترم دروسی ارئه می شود که مدرسان آنها کمترین آشنایی با فلسفه علم در انبان معلومات خود ندارند و معمولا دانشجویانی از رشته های دیگر که در پی گرفتن نمرات گلاب هستند تنها مشتاقان اینگونه کلاسها هستند و این به معنای معروفیت گروه فلسفه علم به عنوان گلاب و یا گلابی، و در هر صورت خارج شدن آن از میان رشته های دانشگاهی و در آمدن در سلک میوه های گران قیمت است.   

6.   دکتر گلشنی سال گذشته در جمع دانشجویان وعده فرمودند که در این ترم درس فلسفه فیزیک را خود ارائه می کنند!

7.       ......

8.       ......

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 
یادبود دکتر یوسف صمدی علی آبادی                                                                 

 

به ياد دوست

محمد سعید حنایی کاشانی 

دکتر علی‌آبادی مرد. اين خبر در اردی بهشت ۸۱ باورکردنی نبود. چگونه؟ تصادف کرد؟ نه. از سرطان ريه! اما من همين چندماه پيش او را ديده بودم. خوب و سرحال بود. سرطان همين است. خودش هم نمی‌دانست و وقتی فهميد که ديگر دير شده بود....

سال ۵۸ بود که با نام او آشنا شدم. در آن سال در دانشگاه ملی در رشته‌ی فلسفه، انتخاب اولم، قبول شده بودم. از اين دانشگاه بسيار خوشم می‌آمد. استادانش را نمی‌شناختم، اما ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

یادبود دکتر یوسف صمدی علی آبادی                                                                 
 
نگاه متفکر
ضیاء موحد
 

قيافه‌اش هميشه پيش چشمم خواهد ماند، با کيف چرمی پريده‌رنگی که به دست می‌گرفت و راه‌رفتنی که هوا را می‌شکافت و سلام گرمی که می‌کرد يا جواب سلام شاد و خندانی که می‌داد.پيوستن‌اش به انجمن حکمت و فلسفه‌ی ايران غنيمتی بود ارزشمند. مرد جمع و گفت و گو بود. از ميراث ويرانگر ريا و تظاهر و پنهانکاری سهمی نبرده بود. حرفش را صريح و شفاف می‌زد. مخالفتش را در جلسه‌ها آشکارا بيان می‌کرد اما به حرف مدعی هم با همدلی گوش می‌داد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

یادبود دکتر یوسف صمدی علی آبادی                                                                 

رفتن برای او خیلی زود بود

حمید وحید دستجردی

 

دکتر يوسف صمدی علی‌آبادی در صبح روز دوشنبه ٢٣ اردی بهشت ماه ١٣۸١ پس از قريب دو ماه درگيری با بيماری سرطان ريه از دنيا رفت. وی در دوره‌ی ليسانس در رشته‌ی فيزيک از امريکا فارغ‌التحصيل شد، اما از همان زمان علاقه‌ی زيادی به خواندن فلسفه در او بروز کرد که ظاهراً بخشی از آن ناشی از حضور در کلاسهای درس فيلسوف نامدار امريکايی رابرت استالکنر بود. پس از بازگشت به ايران و طی دوره‌ی سربازی برای ادامه‌ی تحصيل، اين بار در رشته‌ی فلسفه، عازم انگلستان شد و در مدرسه‌ی علوم اقتصادی و سياسی لندن (LSE)، که در آن زمان به دليل حضور کارل پوپر مهمترين مرکز فلسفه‌ی علم در انگلستان به شمار می‌رفت، تثبت نام نمود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

برنامه سومین سمينار فلسفه علم

یکشنبه 5 خرداد 87 -  دانشگاه صنعتي شريف

10:30 - 9

نشست اول

رئيس نشست: دکترسیدحسن حسینی

9:30-9

سخنراني افتتاحيه

مهدي گلشني - رئيس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف

10-9:30

 فلسفه علم و علم فلسفی

شاهین کاوه- دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

10:30-10

متافیزیکِ فیزیک‌؛ گفتمانی با « فلسفه علم و علم فلسفی»

ابوتراب یغمایی- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

یاسر خوشنویس - گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

11 10:30

..............................     استراحت     ..............................

12:30 - 11

نشست دوم

رئيس نشست:دکتر مهدی نسرین

11:30-11

 

نسخه‌ی قوی‌ عدم‌تعین نظریه‌ها توسط داده‌های تجربی

مصطفی تقوی- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

محمد صالح زارع پور- دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف

12-11:30

منطق مرتبه‌ی دوم و مطالعات بنیادین در ریاضیات

علی بابایی- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

میثم امینی- دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف

12:30-12

نظریه‌ی کاربرد در رساله منطقی- فلسفی                         

رضا مثمر- دانشگاه شهید بهشتی

2 12:30

...........................................................

3 2

نشست سوم

رئيس نشست: سعید معصومی

2:20-2

یادی از استاد فقید مرحوم دکتر یوسف صمدی‌علی‌آبادی

مهدی نسرین، امیر کرباسی‌زاده، حسین شیخ‌رضایی و محمد ایزدی

3 2:20

تقلیل میان‌نظریه‌ای و رابطه‌ی ابتناء

حسین شیخ‌رضایی(سخنران مدعو)- موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

3:30 - 3

..............................     استراحت     ..............................

4:30 - 3:30

نشست چهارم

رئيس نشست: سعید معصومی

4-3:30

صدق، نظریه‌ صدق، انقباض‌گرایی

مصطفی مهاجری- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

4:30-4

طبیعت‌گرایی در ریاضیات

محمد رعایت جهرمی-  گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

5 4:30

..............................     استراحت     ..............................

7 - 5

نشست پنجم

رئيس نشست:دکتر امیر کرباسی‌زاده

5:30 - 5

برساختگرایی اجتماعی در تکنولوژی

علی چاپرک- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

6 5:30

ملاک‌های بی‌معنایی در نقد کارنپ به هایدگر

میثم خسروی- گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

7 - 6

اختتاميه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

 

 راه می روید  یا ادای راه رفتن را در می آورید؟

 

پست قبلی انگار بحث های زیادی را برانگیخت، از جمله ردیه های جناب مستطاب مصطفی که شمشیر را از رو بسته اند و به هیچ روی به این بنده مسکین قصد ترحمی ندارند!

1.اما درباب "سرگیجه" نظر خاصی ندارم.

2.در باب اینکه تعریف تا چه حد لازم است همانگونه که پیشتر رو در رو به عرض مبارک رساندم،در این بحث ها به نظر می رسد طرفین مخاصمه معنای یکسانی از برخی واژگان اصلی بحث مراد نمی کنند و چنان که می دانی"اشتراک لفظ دائم رهزن است".مثلا چنان که خود سرل نیز اشاره می کند برخی منتقدان او "سیستمی را که دارای ورودی ، پردازش و خروجی است" دارای فهم می دانند ،که البته سرل هم نامردی نمی کند و جواب می دهد که "شکم هم ورودی ،پردازش و خروجی " دارد.

اما یکی از دوستان نیز نوشته پیشن را از جمله کشفیات بنده خوانده بود که از لطفشان ممنونم اما پیش از من دیگرانی به این فیض نائل آمده اند و گوی سبقت را ربوده اند و صد البته اگر سرکی به کتابهای خارجکی می کشید، نشانی می یافت.

 

 اما اصل مطلب:

1.یکی از نکات مهم در برهان اتاق چینی تمایزی است که سرل میان شبیه سازی  (simulation) و (duplication) می گذارد، احتمالا همان تمایزی است که تیم کرین (Crane) میان محاسبه (computing)یک تابع و مصداق (instatiation) یک تابع می نهد، مثلا  وضعیت هوا با شبه سازی  وضعیت هوا متفاوت است یا اینکه هضم غذا در معده با شبیه سازی هضم آن غذا متفاوت است.

هر چند در موراد مثال زده شده تمایز واضح می نماید اما گاه این دو  به چنین پیدایی رخ نمی نمایند بلکه این تمایز چهره در نقاب می کشد گویی نه دو چیز متمایز بل یکسانند و یا دست کم تمایز مذکور به روشنی دو مورد پیش آشکار نمی شود. مثلا با در نظر گرفتن این که قلب پدیده ای بیولوژیک است، آیا قلب مصنوعی ،کار قلب را شبیه سازی می کند و یا خود قلب است؟

و یا اینکه با در نظر گرفتن راه رفتن به عنوان پدیده ای بیولوژیک،حال آنکه پای مصنوعی دارد راه می رود و یا راه رفتن را شبیه سازی میکند؟(=ادای راه رفتن را در می آورد!)

2. در کنار این تمایز سرل بر نکته دیگری نیز پای می فشارد و آن اینکه "ذهنی" به مثابه یک ویژگی تنها به سیستمهای بیولوژیک تعلق دارد،در حالی که کامپیوترها صرفا این ویژگی را شبیه سازی می کنند.

۳.به نظر شما دعوای اصلی در "اتاق چینی" بر سر این دو مقدمه نیست؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

 

 شهود در اتاق چینی

 

بسیاری از پاسخ ها به برهان اتاق چینی بر این نکته پای می فشارند که این برهان مبتنی بر چنین شهودی است  که کامپیوتر –یا سرل درون اتاق-نمی تواند فکر کند .برای مثال ند بلاک (1980) می گوید :برهان سرل قوتش را از این می گیرد که برخی هویات ویژه نمی توانند فکر کنند،اما بلاک چنین ادامه می دهد که

۱.گاهی اوقات بایستی شهود را وانهاد، یا اینکه

2.شاید ما نیاز داشته باشیم که مفهوم "فهم"(Understanding) را چنان تغییر دهیم که روبوتها تحت یک نوع طبیعی (natural kind) قرار گیرند ،همانند بشر.

برخی دیگر بر این رأیند که ما در وابسته دانستن هوش به جسم(انسانی) نمی توانیم به شهود خام خود اعتماد کنیم، پیشرفت علم ممکن است شهود ما را دگرگون کند، در واقع حذف پیش داوری های شهودی ما، آن چیزی بود که تورینگ را برانگیخت که آزمونش را ارائه کند ،آزمونی که نسبت به وضعیت فیزیکی پاسخ دهنده خنثی است.(M.Boden 1988)

حتی برخی منتقدان سرل قائلند که برهان اتاق چینی  محصول درکی است ما از "فهم"(Understanding) داریم.

طرفداران هوش مصنوعی (AI) بر این عقیده اند که هر چند سرل "هوش مصنوعی قوی منطقی"(logical strong AI) -اینکه  یک برنامه خاص ضرورتا می تواند آزمون تورینگ را با موفقیت بگذراند- ابطال می کند ،اما "هوش مصنوعی قوی تجربی" را ابطال نمی کند-امکان اینکه یک برنامه کامپیوتری بتواند بصورتی متقاعد کننده شروط فهم را ارضاء کند.-

به نظر می رسد پاسخ به سوالات بالا  تنها در صورت دادن تعریفی از واژه "فهم" یا " می فهمد" ممکن باشد،که مبنای قضاوت قرار گیرد.

آنها به کواین استناد می کنند(کلمه و شیء) که "همواره در نسبت دادن "فهم" به افراد بشر دچار نوعی عدم قطعیت تجربی هستیم".

در میان منتقدان سرل، دنت از کسانی است که به گونه ای دیگر بر او خرده می گیرد ،او معتقد است که "کند بودن" عملیات در اتاق چینی از عواملی است که مانع نسبت دادن هوش به سرل ِ درون اتاق می شود."هر چند سرل نهایتا به سوالات چینی پاسخ  مناسب می دهد،اما متفکر کند(slow thinker) احمق است نه هوشمند.(۱۹۸۷)"

دنت استدلال می کند که سرعتمندی از ذاتیات هوشمندی است. اگر شما تغییرات طبیعت را نتوانید چنان سریع  درک کنید که روی پای خود بایستید،عملا هوشمند نخواهید بود ،هرچقدر هم پیچیده باشید.

بنابراین دنت هوشمندی را متناسب با سرعت پردازش نسبت به جریان محیط می داند.

تیم مادولین ) T.Madulin(نیز در مخالفت با دنت قائل است که سرعت بسیار کم یک سیستم محاسباتی هیچکدام از شرایط لازم فکر کردن و آگاهی را نقض نمی کند.

با این اوصاف ممکن است به سادگی بتوان نتیجه گرفت شهود ما درباب اتاق چینی غیر قابل اعتماد است و بنابراین سرل درون اتاق چینی می فهمد-علی رغم تضاد با شهود-

یا اینکه ممکن است کندی عملیات درون اتاق در مقایسه با سرعت یک کامپیوتر عاملی تعیین کننده باشد ،بطوریکه هر چند سرل درون اتاق هوشمند نیست اما یک کامپیوتر هوشمند است.

شما چی ،نظری ندارین؟ باور می کنید که یک کامپیوتر بتواند فکر کند؟-،والله خیلی از آدماش هم نمی تونن فکر بکنن ،کامپیوتر ها که جای خود دارن-،نه؟

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

  

وب سایت

 

 

سومین سمینار سالیانه فلسفه علم

 

بزرگداشت دکتر یوسف صمدی علی آبادی

 

 

راه اندازی شد که از طریق سایت گروه فلسفه علم یا مستقیماً با استفاده از آدرس

 

http://sharif.ir/~philoscnc/sem1387.htm

 

قابل دسترس می­باشد.

 

ضمناً جهت اطلاع از پیشینه­ سمینار سالیانه فلسفه علم

برنامه سمینار دوم و اطلاعات مربوط به آن

و نیز

برنامه سمینار اول و اطلاعات مربوط به آن

در پست­های قبلی همین وبلاگ موجود است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

لیست دروس ارایه شده توسط گروه فلسفه علم در نیمسال دوم ۸۷-۱۳۸۶

نام درس

نام استاد

برنامه هفتگی

تاریخ فلسفه غرب۲

مجتهدی

دوش9:0 تا 12:0

فلسفه اسلامی ۲

حسینی سروری

سه  9:0 تا 12:0

سمینار

فطورچی

يک 9:0 تا 12:0

فلسفه علم ۱

کرباسی زاده

چهار  9:0 تا 12:0

فلسفه منطق

نبوی

سه  15:0 تا 18:0

مقدمه‌ای بر فلسفه علم

تقوی

چهار 9:0 تا 12:0

فلسفه ذهن ۱

نسرین

چهار  14:0 تا 17:0

فلسفه زمان

رستگار

سه  10:0 تا 13:0

فلسفه تحلیلی

احمدی

سه  13:0 تا 16:0

اندیشه اجتماعی متفکران

میری

شنبه 9:0 تا 12:0

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  |