تبليغاتX
فلسفه علم

جلسه دفاع از پایان نامه

 

تحلیل نظریه نوخاسته گرایی وجودشناختی

و کاربرد آن در مساله ذهن و بدن

 

Analyzing the Ontological Emergentism Thesis

 and its Application to the Mind-Body Problem 

 

ارائه دهنده: یاسر خوشنویس

 

استاد راهنما: دکتر کرباسی زاده

استاد همکار: دکتر گلشنی

استاد ممتحن: دکتر شیخ رضائی

 

زمان: شنبه ۱/۴/۸۷

ساعت ۱۰:۳۰

مکان: سالن اجتماعات گروه فلسفه علم

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت   توسط یاسر خوش نویس  | 

 

بالاخره سه شنبه­ی همین هفته (۲۸/۳/۸۷) ساعت ۱۱ از پایان­نامه­ی کارشناسی ارشدم دفاع خواهم کرد.

 

موضوع پایان­نامه: نظریه­های انقباضی صدق (Deflationary Theories of Truth)

استاد راهنما: دکتر محمد اردشیر

اساتید ممتحن: دکتر مهدی نسرین و دکتر امیر کرباسی­زاده

 

برای آنهایی که ممکن است بخواهند به دلایل معرفتی (یعنی علمی و این چیزا) در این جلسه شرکت کنند این توضیح را بدهم که: نظریه­های انقباضی صدق برای نخستین بار در قرن بیستم مطرح شدند، و توجه و حمایت فراوانی را جلب کردند. چنانکه در پایان­نامه توضیح داده­ام ادعای محوری این نظریه­ها این است که صدق، و مفاهیم مشابه آن، هر چند در متون فلسفی زیاد استفاده شده­اند،­ ولی از نظر فلسفی اهیت زیادی ندارند، و، در نتیجه، تلاش برای بدست دادن یک تحلیل مناسب از این مفاهیم تلاش بیهوده­ای است، یعنی نمی­تواند ما (فیلسوفان) را در رسیدن به اهداف فلسفی، پاسخ دادن به سوالات فلسفی اصیل، یاری کند.

به این ترتیب، کسانی که گمان می­کنند مفهوم صدق از نظر فلسفی اهمیت ندارد، اصلاً لازم نیست به خودشان زحمت بدهند و در این جلسه شرکت کنند. چون انقباض­گرایان با این افراد موافق هستند. چیزی که هست، فقط در مقابل کسانی که فکر می­کردند مفهوم صدق اهمیت فلسفی زیادی دارد و بدست دادن یک تحلیل مناسب از مفهوم صدق شرط لازم پاسخ دادن به تعداد قابل توجهی از سوالات فلسفی اصیل است، واکنش نشان داده­اند و مطالبی را درباره­ی مفهوم صدق، و در مقابل دیدگاه این افراد بیان کرده­اند.

به طور خلاصه مي­توان گفت فصل اول اين رساله در صدد اين است که ادعاي محوري انقباض­گرايان، يا معيار انقباضي بودن نظريه­هاي صدق را مشخص کند؛ در این فصل، برای انجام این کار، ابتدا درباره­ی اینکه اصلاً یک نظریه­ی صدق چیست بحث شده است. در فصل دوم، ريشه­هاي تاريخي رويکرد انقباضی به صدق و اولين نظريه­هایي که ذیل این رویکرد قرار می­گیرند مورد بررسي قرار گرفته­اند، و سپس نظريه­هاي انقباضي صدق بر اساس معيارهاي مختلف طبقه­بندي ­شده­اند. در فصل سوم، يکي از نظريه­هاي انقباضي متاخر، نظريه­ي حداقلي صدق، با تفصيل بيشتر ارائه شده و پس از آن از دو منظر مورد نقد و ارزيابي قرار گرفته است: اول اينکه آيا اين نظريه، نظريه­ي صدق مناسبي است و ديگر اينکه آيا اين نظريه، انقباضي است.

 

برای آنهایی که ممکن است بخواهند به دلایل معرفتی به یک معنای دیگر (یعنی مرام و معرفت و این جور چیزا) در این جلسه شرکت کنند، باید بگویم: راضی به زحمت نیستیم. شرمنده نفرمایید.

 

برای آنهایی که به هر دلیل با مدافع بیچاره خصومتی دارند (مثلاً نمره­ی کوییز­ فلسفه ذهن­شان کم شده، یا مثلاً آقای "تراژدی" و "کافه سکوت" و دوستان) و ممکن است بخواهند در جلسه حضور پیدا کنند و با مطرح کردن سوالات "مناسب" با مدافع بیچاره تصفیه حساب نمایند، هیچ حرفی برای گفتن ندارم، ولی بعید می­دانم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت   توسط مصطفی مهاجری  | 

جلسه دفاع از پایان نامه

مفهوم نشانگری صلب و

رابطه آن با آموزه ذات گرایی

 

ساجد طیبی

استاد راهنما: دکتر کرباسی زاده

ممتحنین: دکتر نسرین

دکتر قدک پور

زمان: یک شنبه ۲۶/۳/۸۷

ساعت ۱۰

مکان: سالن اجتماعات گروه فلسفه علم

+ نوشته شده در  جمعه 24 خرداد1387ساعت   توسط ساجد طیبی  | 

 

آزمون دكترى مطالعات علم موسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران

 

بدينوسيله به اطلاع عموم علاقمندان مى‌رساند كه آزمون دوره دكترى مطالعات علم (فلسفه و تاريخ علم) در تاريخ 21 تير ماه 1387 برگزار خواهد شد. آخرين مهلت تحويل مدارك (به شكل حضوري يا پستي) تا تاريخ دوشنبه 10 تير 1387 تمديد شده است. علاقمندان براى اطلاع از جزئيات آزمون و منابع آن و همچنين مدارك مورد نياز براي ثبت نام به آدرس اينترنتي   مراجعه فرمايند.

 

دبيرخانه برگزارى آزمون دوره دكترى مطالعات علم

موسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران

تلفن: 66965630

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت   توسط امیر کرباسی زاده  | 

 

مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران برگزار مي‌كند:

 

"Language and Thought: A Chomskyan proposal"

 

سخنران:

 از دانشگاه شربروك كانادا Steve Mckay

 

Abstract: The thesis of this paper is that natural language, and not a dedicate language of thought (LOT), is the medium of certain forms of higher-level thinking.  Starting from a Chomskyan perspective, I define "natural language" as a possible steady state of the language organ (LO), state that can be fully described by a grammar understood as a theory of LO. LO's primary role is the production of different types of structured descriptions –semantic representations (SEMs) and phonetic representations (PHONs)—by means of operations on lexical items (LIs).  SEMs and PHONs are structured in such a way that they can interface with other cognitive systems like the conceptual-intentional system and the articulatory-perceptual system. I claim that thinking, at least in the case of higher-level thinking, is the production of SEMs by LO.

 

زمان: پنجشنبه، 23/خرداد/1387، ساعت 15

مكان: خيابان نوفل لوشاتو، خيابان آراكليان، شماره 6

 

شرکت در اين جلسه به کليه کسانی که در ترم گذشته درس فلسفه ذهن را گرفته بودند توصيه می شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت   توسط مهدی نسرین  | 

 

-          به پنج سؤال از نه سؤال زير پاسخ دهيد.

-          لطفاً پاسخ ها را به صورت يك كل جدايي ناپذير تحويل دهيد.

-          موعد تحويل پاسخ ها چهارشنبه 29 خرداد است.

-          موعد تحويل مقاله، پايان وقت اداري 15 تيرماه است.

 

1-    تز برنتانو* را اين گونه تعريف مي كنيم كه حالت ذهني آن حالتي است كه داشتن آن بتواند براي دارنده اش اطلاع جديدي فراهم كند؛ آيا اين يعني كيفيت نفساني(Qualia) مميزه امر ذهني است؟ در مورد موجه بودن اين تز بحث كنيد.

2-    دكارت ادعا مي كند كه مي تواند "خودش" را بدون بدنش تصور كند. چگونه چنين تصوري مي تواند مبناي برهاني براي دوگانه انگاري ذهن-بدن شود؟ چگونه مي توان اين برهان را متوقف ساخت؟

3-    آزمايش فكري كله-بلوكي(Blockhead) را توضيح دهيد. چگونه مي شود از تلقي آزمون تورينگي در مورد هوشمندي در مقابل استدلال مبتني بر امكان كله-بلوكي دفاع كرد؟

4-    چه دلايلي براي توجيه نظريه زبان فكر مي توان ارائه داد. چرا زبان فكر نمي تواند يكي از زبان هاي طبيعي باشد؟

5-     مشكل تعريف بازنمايي ذهني بر مبناي نظريه توفيق چيست؟ آيا توسل به نظريه تكامل مي تواند اين مشكل را مرتفع سازد؟

6-    فردي را در نظر بگيريد كه ادعا مي كند ما امروزه انواعي از حالات ذهني اي داريم كه هيچ كس در قرن نوزدهم نداشته است. در مورد موجه بودن اين ادعا بحث كنيد.

7-    در نظر بگيريد كه سگي در زير درختي كه گربه اي از آن بالا رفته است در حال پارس كردن باشد و فرض كنيد كه آن درخت كهن سال ترين درخت محله است. ممكن است گفته شود اسناد باور به اين كه گربه اي بالاي درخت است، به آن سگ ناصحيح است چرا كه سگ باور ندارد گربه از كهن سال ترين درخت محله بالا رفته است. در پاسخ مي شود گفت فردي هم كه چيزي در مورد وضعيت سني درخت نمي داند، باور اول را دارد و باور دوم را ندارد (مسئله حيث معنايي(intensionality) در مورد باور). در مورد موجه بودن اين پاسخ بحث كنيد.

8-    مسئله تحقق پذيري چندگانه براي نظريه اينهماني نوعي را توضيح دهيد. آيا مي توان با اينهمان گرفتن يك حالت ذهني با تركيب فصلي تحقق گرهاي فيزيكي اش اين مسئله را حل كرد.

9-    نظريه اي را در نظر بگيريد كه باور آگاهانه را اين گونه تعريف مي كند:

فرد S به گزاره p باور آگاهانه دارد اگر و فقط اگر به اين كه به p باور دارد باور داشته باشد (يعني باور مرتبه دومي داشته باشد كه محتواي اش باور-به-p باشد). در مورد موجه بودن اين تعريف بحث كنيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت   توسط مهدی نسرین  | 

 

از میان بازتاب­های سمینار فلسفه علم، یکی از بازتاب­ها به نظرم از همه صریح­تر، جامع­تر و جالب­تر بود. لینک مربوط به این نوشته:

گزارشی از سومین سمینار فلسفه علم

ادامه مطلب

توضیح: به نظر می­رسد نویسنده دانشجوی (سال سوم) دوره­ی لیسانس فلسفه در دانشگاه تهران است؛ تاریخ فلسفه "خوب" می­داند؛ و در تمام جلسات سمینار فلسفه علم شرکت کرده. در این میان نکته­ای که این نوشته را جالب توجه می­کند این است که نویسنده از قبل هیچ کدام از ما را نمی­شناخته و فقط آنچه را در روز سمینار دیده گزارش کرده است.

 

(فکر می­کنم لازم به تذکر نیست که) لینک دادن به این مطلب در وبلاگ به معنی تأیید برداشت­ها و قضاوت­های نویسنده­ی آن نیست. (برعکس، تقریباً با هیچ کدام از برداشت­هایش موافق نیستم.) در عین حال به نظرم می­رسد خواندن این مطلب برای برگزار کنندگان و سخنرانان سمینار جالب باشد.

 

پی­نوشت: یکی از دوستان آقای "تراژدی" در "کافه سکوت" مطلبی نوشته­اند و ادعا کرد­ه­اند نظرات خوانندگان این پست "بهترين مدعا در اثبات" ادعاهای نویسنده­ی وبلاگ تراژدی درباره­ی سمینار فلسفه علم است و سپس به قول خودشان "نكات پيش‌پاافتاده‌اي" را یادآوری کرده­اند. صرف نظر از اینکه به نظرم معمولاً برای اثبات ادعا شواهد و دلایل ارائه می­کنند نه "مدعا"، نتوانستم بفهمم نظرات خوانندگان این مطلب به ادعاهای نویسنده­ی یک مطلب دیگر درباره­ی سمینار فلسفه علم چه ربطی دارد، چه برسد به اینکه "بهترین مدعا در اثبات" آنها باشد! همچنین فارغ از اینکه آن نکات پیش­پا افتاده هستند یا مثلاً غلط هستند یا هر چیز دیگر به نظرم در هر حال به سمینار فلسفه علم، مطالب این پست، یا نوشته­ی آقای "تراژدی" ربطی ندارند. حتماً می­پرسید: "پس چرا بهش لینک دادی؟" باید بگویم: "به نظرم رسید احتمالاً ایشان مایل بوده­اند بهشون لینک بدیم. ما هم که بخیل نیستیم خوب لینک دادیم". (ضمناً به نوشته وبلاگ تراژی رکورد بازدید از این وبلاگ به دلیل گزارشی که از سمینار فلسفه علم منتشر کرده شکسته شده است؛ این موضوع می­تواند تمایل نویسنده­ی وبلاگ "کافه سکوت" را توجیه کند.)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت   توسط مصطفی مهاجری  | 

 

حیث معنایی افکار (آنچه لازم است توضیح داده شود):

جملاتی که بیان کننده­ی افکار هستند (بیان کننده­ی گرایش­های گزاره­ای هستند) حیث معنایی دارند، یعنی شرایط لازم متن­های مصداقی را برآورده نمی­کنند. (توضیح: درباره­ی اینکه متن­های مربوط به همه­ی انواع افکار غیر مصداقی هستند توافق وجود ندارد.)

برای اینکه یک متن مصداقی باشد لازم است دو شرط زیر را برآورده کند:

  1. با تعویض هر عبارت آن با عبارت هم­مصداقش ارزش صدق جملات متن تغییر نکند. (شرط تعوض­پذیری حافظ الصدق)
  2. تعمیم وجودی برای جملات آن متن برقرار باشد.

به عنوان مثال جملاتی که درباره­ی باورها هستند هر دو شرط را نقض می­کنند. مثلاً ممکن است جمله­ی

سیامک باور دارد دو بعلاوه­ی دو مساوی چهار است

صادق باشد اما جمله­ی

سیامک باور دارد دو بعلاوه­ی رادیکال دو مساوی چهار است

صادق نباشد (فرض کنید سیامک دانش­آموز کلاس دوم دبستان است). همچنین از اینکه

محمود باور دارد مافیای مسکن در یک اقدام توطئه آمیز قیمت­ها را افزایش داد

نمی­توان (تعمیم وجودی آن را) نتیجه گرفت:

X-ای وجود دارد که محمود باور دارد X در یک اقدام توطئه آمیز قیمت­ها را افزایش داد.

 

نظریه­ی زبان فکر: (فکر کردن در یک زبان صورت می­گیرد)

ادعای نظریه­ی زبان فکر، مثلاً، درباره­ی باورها (به عنوان یکی از حالات ذهنی­ای که محتوای گزاره­ای دارند) این است که باورها به این دلیل بازنمایی می­کنند که در مغز ما متناظر با باورها بازنمایی­هایی وجود دارند و این بازنمایی­ها بازنمایی زبانی هستند. به عنوان مثال، اگر S باور داشته باشد که P و این باور علّت بعضی از رفتارهای او باشد، مطابق نظریه­ی زبان فکر این موضوع به این صورت توضیح داده می­شود که جمله­ی P به نحوی در بخشی از مغز S نوشته شده و صورت این نوشته (syntax آن نوشته) به نحو علّی در رفتار S تاثیر می­گذارد.

 

توضیح حیث معنایی افکار با استفاده از نظریه­ی زبان فکر:

مطابق نظریه­ی زبان فکر «سیامک باور دارد که دو بعلاوه­ی دو مساوی چهار است» معادل این است که «در مغز او نوشته شده "دو بعلاوه دو مساوی چهار است"». چون "دو بعلاوه­ی دو مساوی چهار است" و "دو بعلاوه­ی رادیکال دو مساوی چهار است" از نظر صورت با یکدیگر متفاوت هستند ممکن است سیامک باور دشته باشد که دو بعلاوه­ی دو مساوی چهار است ولی باور نداشته باشد که دو بعلاوه­ی رادیکال دو مساوی چهار است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت   توسط مصطفی مهاجری  | 

 

بخشهایی از مصاحبه ای با هیلری پاتنم که در سال ۱۹۹۱ انجام شده است.

 

به نظر مي رسد كه در دانشگاه هاروارد توجه كمي به فلسفه معاصر قاره اي وجود دارد. نظر شما در اين مورد چيست؟

من مي دانم كه اوضاع به نظر بسياري از دانشجويان كارشناسي ما اينگونه مي رسد. اما ما در دوره هاي تحصيلات تكميلي تا حد زيادي به فلسفه قاره اي مي پردازيم. خود من تاكنون چندين بار فلسفه هابرماس را تدريس كرده ام و به آراي دريدا هم پرداخته ام. استنلي كاول هايدگر و لكان تدريس مي كند و فرد نويهاوسر و چارلز پارسونز هم فلسفه آلماني مانند آثار ماركس و هوسرل درس مي دهند.

البته بعيد است كه حكم كنيم كه چنين كاري در دوره كارشناسي هم انجام شود. توجه داشته باشيد كه دانشجويان اروپايي در دوره دبيرستان سه سال درس فلسفه دارند و يك فيلسوف قاره اي اين پشتوانه را در آثارش پيشفرض مي گيرد. ما نمي توانيم در اينجا فلسفه قاره اي را بدون مقدمات كافي از تاريخ فلسفه غرب مطرح كنيم.

من مي دانم كه افراد زيادي هستند كه كلمات دريدا را طوطي وار تكرار مي كنند،‌ بدون آنكه آنچه دريدا خوانده است را خوانده باشند. ما نمي خواهيم در دانشگاهمان چنين افرادي را تربيت كنيم.

يك سوال خصوصي، ‌شما چگونه و با چه فرايندي حوزه هاي فكري براي كار را انتخاب مي كنيد و ايده هاي خود را چگونه شكل مي دهيد؟

دو روش اصلي هستند كه به من در شكل گيري ايده هايم كمك مي كنند. اول انتقاد از خودم و ديگر خواندن آثار فلاسفه بزرگ. در مورد اولي، ‌من همواره از آنچه قبلا منتشر كرده ام، ‌ناراضي هستم. بنابراين سعي مي كنم بفهمم كه علت نارضايتي ام چيست. اين نقد و بازخواني باعث مي شود كه برنامه هايي براي آثار و كارهاي بعديم پيدا كنم. اما اين روش باعث مي شود كه در يك دور بيفتم.‌براي همين به مطالعه آثار فلاسفه بزرگ علاقه مندم. خواندن آثار افرادي مانند كانت،‌ ارسطو،‌ ويتگنشتاين،‌ ديويي، ‌جيمز و هابرماس و همينطور همكارانم در هاروارد معمولا امكانات جديدي را مي گشايند. همچنانكه من باهوشتر شدم، كانت، ‌ارسطو و ديگران هم باهوشتر شدند و چيزهاي براي ايده گرفتن در آثارشان بود.

من معمولا در حين قدم زدن به ايده هايم فكر مي كنم. من بايد كيلومترها راه بروم تا يك مقاله را بنويسم. براي همين فلسفه براي من همراه با يك زندگي سالم است.

 

منبع:

http://www.hcs.harvard.edu/~hrp/issues/1992/Putnam.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت   توسط یاسر خوش نویس  | 

 
یادبود دکتر یوسف صمدی علی آبادی                                                                 

 

به ياد دوست

محمد سعید حنایی کاشانی 

دکتر علی‌آبادی مرد. اين خبر در اردی بهشت ۸۱ باورکردنی نبود. چگونه؟ تصادف کرد؟ نه. از سرطان ريه! اما من همين چندماه پيش او را ديده بودم. خوب و سرحال بود. سرطان همين است. خودش هم نمی‌دانست و وقتی فهميد که ديگر دير شده بود....

سال ۵۸ بود که با نام او آشنا شدم. در آن سال در دانشگاه ملی در رشته‌ی فلسفه، انتخاب اولم، قبول شده بودم. از اين دانشگاه بسيار خوشم می‌آمد. استادانش را نمی‌شناختم، اما ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

یادبود دکتر یوسف صمدی علی آبادی                                                                 
 
نگاه متفکر
ضیاء موحد
 

قيافه‌اش هميشه پيش چشمم خواهد ماند، با کيف چرمی پريده‌رنگی که به دست می‌گرفت و راه‌رفتنی که هوا را می‌شکافت و سلام گرمی که می‌کرد يا جواب سلام شاد و خندانی که می‌داد.پيوستن‌اش به انجمن حکمت و فلسفه‌ی ايران غنيمتی بود ارزشمند. مرد جمع و گفت و گو بود. از ميراث ويرانگر ريا و تظاهر و پنهانکاری سهمی نبرده بود. حرفش را صريح و شفاف می‌زد. مخالفتش را در جلسه‌ها آشکارا بيان می‌کرد اما به حرف مدعی هم با همدلی گوش می‌داد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  | 

 

یادبود دکتر یوسف صمدی علی آبادی                                                                 

رفتن برای او خیلی زود بود

حمید وحید دستجردی

 

دکتر يوسف صمدی علی‌آبادی در صبح روز دوشنبه ٢٣ اردی بهشت ماه ١٣۸١ پس از قريب دو ماه درگيری با بيماری سرطان ريه از دنيا رفت. وی در دوره‌ی ليسانس در رشته‌ی فيزيک از امريکا فارغ‌التحصيل شد، اما از همان زمان علاقه‌ی زيادی به خواندن فلسفه در او بروز کرد که ظاهراً بخشی از آن ناشی از حضور در کلاسهای درس فيلسوف نامدار امريکايی رابرت استالکنر بود. پس از بازگشت به ايران و طی دوره‌ی سربازی برای ادامه‌ی تحصيل، اين بار در رشته‌ی فلسفه، عازم انگلستان شد و در مدرسه‌ی علوم اقتصادی و سياسی لندن (LSE)، که در آن زمان به دليل حضور کارل پوپر مهمترين مرکز فلسفه‌ی علم در انگلستان به شمار می‌رفت، تثبت نام نمود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت   توسط ایوب شاهمرادی  |