|
برنامه سومین سمينار فلسفه علم یکشنبه 5 خرداد 87 - دانشگاه صنعتي شريف | |||
|
10:30 - 9 |
نشست اول |
رئيس نشست: دکترسیدحسن حسینی | |
|
9:30-9 |
سخنراني افتتاحيه مهدي گلشني - رئيس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف | ||
|
10-9:30 |
فلسفه علم و علم فلسفی شاهین کاوه- دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف | ||
|
10:30-10 |
متافیزیکِ فیزیک؛ گفتمانی با « فلسفه علم و علم فلسفی» ابوتراب یغمایی- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف یاسر خوشنویس - گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف | ||
|
11 – 10:30 |
.............................. استراحت .............................. | ||
|
12:30 - 11 |
نشست دوم |
رئيس نشست:دکتر مهدی نسرین | |
|
11:30-11 |
نسخهی قوی عدمتعین نظریهها توسط دادههای تجربی مصطفی تقوی- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف محمد صالح زارع پور- دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف | ||
|
12-11:30 |
منطق مرتبهی دوم و مطالعات بنیادین در ریاضیات علی بابایی- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف میثم امینی- دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف | ||
|
12:30-12 |
نظریهی کاربرد در رساله منطقی- فلسفی رضا مثمر- دانشگاه شهید بهشتی | ||
|
2 – 12:30 |
........................................................... | ||
|
3 – 2 |
نشست سوم |
رئيس نشست: سعید معصومی | |
|
2:20-2 |
یادی از استاد فقید مرحوم دکتر یوسف صمدیعلیآبادی مهدی نسرین، امیر کرباسیزاده، حسین شیخرضایی و محمد ایزدی | ||
|
3 – 2:20 |
تقلیل میاننظریهای و رابطهی ابتناء حسین شیخرضایی(سخنران مدعو)- موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران | ||
|
3:30 - 3 |
.............................. استراحت .............................. | ||
|
4:30 - 3:30 |
نشست چهارم |
رئيس نشست: سعید معصومی | |
|
4-3:30 |
صدق، نظریه صدق، انقباضگرایی مصطفی مهاجری- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف | ||
|
4:30-4 |
طبیعتگرایی در ریاضیات محمد رعایت جهرمی- گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی | ||
|
5 – 4:30 |
.............................. استراحت .............................. | ||
|
7 - 5 |
نشست پنجم |
رئيس نشست:دکتر امیر کرباسیزاده | |
|
5:30 - 5 |
برساختگرایی اجتماعی در تکنولوژی علی چاپرک- گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف | ||
|
6 – 5:30 |
ملاکهای بیمعنایی در نقد کارنپ به هایدگر میثم خسروی- گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی | ||
|
7 - 6 |
اختتاميه | ||
پست قبلی انگار بحث های زیادی را برانگیخت، از جمله ردیه های جناب مستطاب مصطفی که شمشیر را از رو بسته اند و به هیچ روی به این بنده مسکین قصد ترحمی ندارند!
1.اما درباب "سرگیجه" نظر خاصی ندارم.
2.در باب اینکه تعریف تا چه حد لازم است همانگونه که پیشتر رو در رو به عرض مبارک رساندم،در این بحث ها به نظر می رسد طرفین مخاصمه معنای یکسانی از برخی واژگان اصلی بحث مراد نمی کنند و چنان که می دانی"اشتراک لفظ دائم رهزن است".مثلا چنان که خود سرل نیز اشاره می کند برخی منتقدان او "سیستمی را که دارای ورودی ، پردازش و خروجی است" دارای فهم می دانند ،که البته سرل هم نامردی نمی کند و جواب می دهد که "شکم هم ورودی ،پردازش و خروجی " دارد.
اما یکی از دوستان نیز نوشته پیشن را از جمله کشفیات بنده خوانده بود که از لطفشان ممنونم اما پیش از من دیگرانی به این فیض نائل آمده اند و گوی سبقت را ربوده اند و صد البته اگر سرکی به کتابهای خارجکی می کشید، نشانی می یافت.
1.یکی از نکات مهم در برهان اتاق چینی تمایزی است که سرل میان شبیه سازی (simulation) و (duplication) می گذارد، احتمالا همان تمایزی است که تیم کرین (Crane) میان محاسبه (computing)یک تابع و مصداق (instatiation) یک تابع می نهد، مثلا وضعیت هوا با شبه سازی وضعیت هوا متفاوت است یا اینکه هضم غذا در معده با شبیه سازی هضم آن غذا متفاوت است.
هر چند در موراد مثال زده شده تمایز واضح می نماید اما گاه این دو به چنین پیدایی رخ نمی نمایند بلکه این تمایز چهره در نقاب می کشد گویی نه دو چیز متمایز بل یکسانند و یا دست کم تمایز مذکور به روشنی دو مورد پیش آشکار نمی شود. مثلا با در نظر گرفتن این که قلب پدیده ای بیولوژیک است، آیا قلب مصنوعی ،کار قلب را شبیه سازی می کند و یا خود قلب است؟
و یا اینکه با در نظر گرفتن راه رفتن به عنوان پدیده ای بیولوژیک،حال آنکه پای مصنوعی دارد راه می رود و یا راه رفتن را شبیه سازی میکند؟(=ادای راه رفتن را در می آورد!)
2. در کنار این تمایز سرل بر نکته دیگری نیز پای می فشارد و آن اینکه "ذهنی" به مثابه یک ویژگی تنها به سیستمهای بیولوژیک تعلق دارد،در حالی که کامپیوترها صرفا این ویژگی را شبیه سازی می کنند.
۳.به نظر شما دعوای اصلی در "اتاق چینی" بر سر این دو مقدمه نیست؟
بسیاری از پاسخ ها به برهان اتاق چینی بر این نکته پای می فشارند که این برهان مبتنی بر چنین شهودی است که کامپیوتر –یا سرل درون اتاق-نمی تواند فکر کند .برای مثال ند بلاک (1980) می گوید :برهان سرل قوتش را از این می گیرد که برخی هویات ویژه نمی توانند فکر کنند،اما بلاک چنین ادامه می دهد که
۱.گاهی اوقات بایستی شهود را وانهاد، یا اینکه
2.شاید ما نیاز داشته باشیم که مفهوم "فهم"(Understanding) را چنان تغییر دهیم که روبوتها تحت یک نوع طبیعی (natural kind) قرار گیرند ،همانند بشر.
برخی دیگر بر این رأیند که ما در وابسته دانستن هوش به جسم(انسانی) نمی توانیم به شهود خام خود اعتماد کنیم، پیشرفت علم ممکن است شهود ما را دگرگون کند، در واقع حذف پیش داوری های شهودی ما، آن چیزی بود که تورینگ را برانگیخت که آزمونش را ارائه کند ،آزمونی که نسبت به وضعیت فیزیکی پاسخ دهنده خنثی است.(M.Boden 1988)
حتی برخی منتقدان سرل قائلند که برهان اتاق چینی محصول درکی است ما از "فهم"(Understanding) داریم.
طرفداران هوش مصنوعی (AI) بر این عقیده اند که هر چند سرل "هوش مصنوعی قوی منطقی"(logical strong AI) -اینکه یک برنامه خاص ضرورتا می تواند آزمون تورینگ را با موفقیت بگذراند- ابطال می کند ،اما "هوش مصنوعی قوی تجربی" را ابطال نمی کند-امکان اینکه یک برنامه کامپیوتری بتواند بصورتی متقاعد کننده شروط فهم را ارضاء کند.-
به نظر می رسد پاسخ به سوالات بالا تنها در صورت دادن تعریفی از واژه "فهم" یا " می فهمد" ممکن باشد،که مبنای قضاوت قرار گیرد.
آنها به کواین استناد می کنند(کلمه و شیء) که "همواره در نسبت دادن "فهم" به افراد بشر دچار نوعی عدم قطعیت تجربی هستیم".
در میان منتقدان سرل، دنت از کسانی است که به گونه ای دیگر بر او خرده می گیرد ،او معتقد است که "کند بودن" عملیات در اتاق چینی از عواملی است که مانع نسبت دادن هوش به سرل ِ درون اتاق می شود."هر چند سرل نهایتا به سوالات چینی پاسخ مناسب می دهد،اما متفکر کند(slow thinker) احمق است نه هوشمند.(۱۹۸۷)"
دنت استدلال می کند که سرعتمندی از ذاتیات هوشمندی است. اگر شما تغییرات طبیعت را نتوانید چنان سریع درک کنید که روی پای خود بایستید،عملا هوشمند نخواهید بود ،هرچقدر هم پیچیده باشید.
بنابراین دنت هوشمندی را متناسب با سرعت پردازش نسبت به جریان محیط می داند.
تیم مادولین ) T.Madulin(نیز در مخالفت با دنت قائل است که سرعت بسیار کم یک سیستم محاسباتی هیچکدام از شرایط لازم فکر کردن و آگاهی را نقض نمی کند.
با این اوصاف ممکن است به سادگی بتوان نتیجه گرفت شهود ما درباب اتاق چینی غیر قابل اعتماد است و بنابراین سرل درون اتاق چینی می فهمد-علی رغم تضاد با شهود-
یا اینکه ممکن است کندی عملیات درون اتاق در مقایسه با سرعت یک کامپیوتر عاملی تعیین کننده باشد ،بطوریکه هر چند سرل درون اتاق هوشمند نیست اما یک کامپیوتر هوشمند است.
شما چی ،نظری ندارین؟ باور می کنید که یک کامپیوتر بتواند فکر کند؟-،والله خیلی از آدماش هم نمی تونن فکر بکنن ،کامپیوتر ها که جای خود دارن-،نه؟
وب سایت
سومین سمینار سالیانه فلسفه علم
بزرگداشت دکتر یوسف صمدی علی آبادی
راه اندازی شد که از طریق سایت گروه فلسفه علم یا مستقیماً با استفاده از آدرس
http://sharif.ir/~philoscnc/sem1387.htm
قابل دسترس میباشد.
ضمناً جهت اطلاع از پیشینه سمینار سالیانه فلسفه علم
برنامه سمینار دوم و اطلاعات مربوط به آن
و نیز
برنامه سمینار اول و اطلاعات مربوط به آن
در پستهای قبلی همین وبلاگ موجود است.
از کتاب Mathematical Logic نوشته Ian Chiswell و Wilfrid Hodges:
It is a very old idea that sentences are built up by two parallel processes: combining words on The page, and combining meanings in the mind. Already in the tenth century the Arabic philosopher Al-F¯ar¯ab¯ı talked of ‘the imitation of the composition of meanings by the composition of expressions’. As long as people agreed with Al-F¯ar¯ab¯ı that the meanings wear the trousers, there was no way in for mathematics, because nobody had any idea where to look for the mathematical structure of meanings.
متن کامل خبر را اینجا بخوانید اما حیفم اومد این بخشش رو عبناْ و بدون هیچ شرحی بازنویسی نکنم:
"وي ادامه داد: غربي ها با تاسيس و تقويت رشته فلسفه علم در حوزه هاي علوم مهندسي و تجربي تلاش دارند معرفت طالبان علوم تجربي را غني تر کرده و آنها را از نگاه تک بعدي به عالم و غفلت از ابعاد متافيزيک علوم رها سازند که طبيعي است اين مهم براي جامعه مسلمانان از اهميت بيشتري برخوردار است. "
نوشتهی زیر پاسخی است به سوالی که در کلاس مطرح شده بود؛ سوال این بود:
سرل ادعا میکند "اتاق چینی" آزمون تورینگ برای فهم چینی را با موفقیت پشت سر میگذارد. منظور از این جمله چیست و در مفهوم آزمون تورینگ برای فهم چینی چه مشکلی وجود دارد؟
به نظر میرسد منظور سرل از جملهی ’"اتاق چینی" آزمون تورینگ برای فهم چینی را با موفقیت پشت سر میگذارد‘ این است که اگر، مانند آزمون تورینگ که بر اساس رفتار زبانی اتاق (بر اساس پاسخهای زبانی که از خروجی اتاق به سوالات داده میشود) تعیین میکند که موجود درون اتاق فکر میکند (هوشمند است) یا خیر، بر اساس رفتار زبانی "اتاق چینی" (بر اساس پاسخهای زبانی که از خروجی اتاق به سوالات داده میشود) قضاوت کنیم که "اتاق چینی" چینی میفهمد یا خیر باید بگوییم چینی میفهمد.
به نظر میرسد اینکه در جملهی فوق (مثلاً بجای اینکه گفته شود شخص درون اتاق آزمون تورینگ برای فهم چینی را با موفقیت پشت سر میگذارد) بر روی "اتاق چینی" تاکید شده است به این دلیل است که از انتقاداتی شبیه به system reply (اینکه فهمیدن را به کل سیستم اسناد میدهیم نه به جزئی از آن) پیشگیری شود.
برداشتهای دیگری هم از "آزمایش فکری اتاق چینی" وجود دارد مثلاً Lowe به نحوی "آزمایش فکری اتاق چینی" را مطرح میکند که گویی اتاق باید همان آزمون تورینگ (آزمونی که برای تعیین هوشمند بودن طراحی شده است) را پاس کند (نه آزمونی که برای تعیین فهم چینی طراحی شده است را). مطابق برداشت Lowe با توجه به اینکه برگزار شدن آزمون به زبان مثلاً انگلیسی بخشی از مشخصات آزمون تورینگ نیست آزمونی که به زبان چینی برگزار میشود نیز دقیقاً همان آزمون تورینگ است. مشکل برداشت Lowe این است که سرل درون اتاق که با کمک دفترچه آزمون را پاس میکند (هر چند چینی نمیفهمد ولی) فکر میکند (هوشمند است) و بنابر این نمیتواند مثال نقضی برای آزمون تورینگ باشد.
مشکل مفهوم آزمون تورینگ برای فهم چینی این است که آزمون تورینگ برای سنجش هوشمند بودن (یا فکر کردن) به طور کلی ست نه فهمیدن چینی که (برای چنی زبانها) احتمالاً بخشی از هوشمند بودن (یا فکر کردن) است. (شاید بتوان گفت مفهوم "آزمون تورینگ برای فهم چینی" مشابه مفهوم "پیچ گوشتی برای میخ کوبیدن" است.) در واقع آزمونی که میخواهد بر اساس رفتار زبانی تعیین کند فرد یا چیزی زبان خاصی را میفهمد یا نه با آزمونی که میخواهد بر اساس رفتار زبانی تعیین کند فرد یا چیزی فکر میکند یا نه هر چند از این جهت که هر دو بر اساس رفتار زبانی قضاوت میکنند مشابه هستند ولی در هر صورت این همان نیستند.
به نظر میسد مشکل تغییر دادن آزمون به صورت فوق این است که در آزمون تورینگ میخواستیم چیزی را هوشمند محسوب کنیم که بتواند همهی کارهایی که یک موجود هوشمند به واسطهی هوشمند بودن میتواند انجام میدهد را تقلید کند نه بخشی از آن را؛ از ابتدا روشن بود که تقلید بخش خاصی از رفتارهایی که ما آنها را با فکر انجام میدهیم بدون فکر کردن نیز ممکن است؛ مثلاً ماشین حساب و نرمافزارهای بازی شطرنج به این دلیل که فقط بخش بسیار خاصی از کارهایی که ما برای انجام آنها به فکر احتیاج داریم را تقلید میکنند متفکر (یا دارای ذهن) محسوب نمیشوند. اما در آزمون تورینگ ادعا این بود که اگر چیزی بتواند (بر خلاف ماشین حساب و نرمافزارهای بازی شطرنج) همهی رفتاری که ما به واسطه هوشمند بودن انجام میدهیم را تقلید کند هوشمند است. با این توصیف میتوان گفت محدود کردن حوزهی آزمون تورینگ برخلاف ایده اصلی آزمون تورینگ است و آزمونی که به این صورت تغییر داده شده باشد دیگر آزمون تورینگ نیست.